شم اقتصادی چیست؟

0 400

شم اقتصادی چیست؟

فروشنده ای تعریف می کرد با این که من شم اقتصادی خوبی دارم و روزانه بیش از دوازده ساعت به کار فروشندگی مشغول هستم، فروش های خوبی را انجام می دهم و سود خوبی نصیبم می شود، اما هیچ وقت نقدینگی قابل توجهی ندارم و به قول معروف همیشه هشتم گرو نه است! به نظر شما دلیل این کار چیست و چرا این اتفاق می افتد؟

شم به معنی نوعی حس و یا احساس است که یک فروشنده را راهنمایی می کند که به سمت فروش و یا اقدامی حرکت کند یا نه. شم اقتصادی به این معنی است که فروشنده بوی یک فروش موفق و معامله خوب را احساس می کند و به این نتیجه می رسد که فروش و یا آن اقدام اقتصادی به نفع اوست و آن را انجام می دهد و اتفاقا آن فروش انجام می شود و سود خوبی هم عاید فروشنده می کند. بنابراین شم و یا همان احساس فرد اشتباه نمی کند، اما اشکال کار این است که فروشنده داستان ما دارای شم اقتصادی است اما از هوش اقتصادی و مالی بی بهره است.

یکی از قوانین مهم طبیعت این است که نامرئی ها مرئی ها را به وجود می آورند. به عنوام مثال اگر درختی خشک شده است و یا درخت دیگری پربار است نتیجه هردو مربوط به ریشه آن ها است. هوش اقتصادی و مالی هرکس مربوط به برنامه ریزی ذهنی او در دوران کودکی اش است. اما خبر خوب این است که با آگاهی از این برنامه ریزی های ذهنی می توانیم آن را به نفع خودمان تغییر دهیم.

 

جملات گول زننده

در اینجا لازم می دانم در مورد معنی واژه سرنوشت کمی تامل کنیم. سرنوشت به معنی آن چه که در سر ما نوشته شده است که در نهایت در زندگی ما حضور فیزیکی پیدا می کند. در دوران کودکی آن چه که در مورد پول شنیده و دیده ایم و یا بر اساس یک رویداد خاصی که اتفاق افتاده است روی احساسات و عواطف ما تاثیر گذاشته است و به اصطلاح در سر ما نوشته شده و به صورت یک باور زندگی ما را تحت تاثیر قرار می دهد. پس چیزهایی که در کودکی در مورد پول و ثروت شنیده ایم باعث ایجاد هوش مالی و اقتصادی ما شده است. جمله هایی مثل پول چرک کف دسته، پولدارها افراد خسیسی هستند، ثروتمندان خون مردم را شیشه کردند، پول آدمو از خدا دور می کنه، آدم پولدار یا خودش دزده و یا باباش دزد بوده و خیلی از جملات منفی دیگه رو که شنیدیم در ذهن ما جا خوش کرده اند و هر چه که ما فروش های خوبی داشته باشیم و فعالیت اقتصادی زیادی بکنیم این باورهای ما که براساس شنیده های ما هستند باعث می شوند پول از ما دور شود، چون ما نمی خواهیم آدم بد و خسیسی باشیم، نمی خواهیم از خدا دور بشویم، نمی خواهیم دزد باشیم.

 

باورهای مذهبی

از دیگر شنیده های ما در مورد پول باور های مذهبی ماست که باعث دور شدن پول از ما شده اند. این که به ما گفته اند حضرت علی (ع) نان و نمک می خورد. این جمله طوری عنوان می شد که این پیام را برای ما به همراه داشت که آن حضرت از روی نداری نان و نمک می خورده اند. در صورتی که این طور نیست و من نمی دانم اگر هم می خورده اند به جهت تندرستی و سلامت بوده است و یا دلیل دیگری داشته است. آن چه که من می دانم و به آن باور دارم این است که به طور حتم به خاطر فقر نبوده است. برخلاف آن چیزی که به ما گفته اند تمام پیشوایان دینی ما ثروتمند بوده اند و از ثروت خود در راه ترویج دین استفاده می کرده اند.

 

رفتار والدین

مورد بعدی الگوبرداری از رفتار والدین است. از نظر آن ها پول یک چیز دست نیافتنی بود. همیشه آن را برای روز مبادا نگه می داشتند. در خانواده ما هر وقت به پول نیاز پیدا می کردیم باید صبر می کردیم تا پدر بیاید و از او درخواست مبلغی پول بکنیم. او بعد از این که با هزار آب و تاب توضیح می داد که پول در آوردن سخته، پول زیر پای فیله و…  امثال این ها مبلغ ناچیزی به ما می داد! آن الگوها در ذهن من در کودکی جای گرفت و در بزرگی پول برای من یک چیز دور از دسترس شد! (البته در دوران جوانی نه الان!)

 

اتفاقات خاص

مورد سوم که در برنامه ریزی هوش اقتصادی و مالی افراد اثرگذاشته است اتفاقات خاصی است که با پول ارتباط داشته است. به عنوان مثال پدر من تاجر و فروشنده موفق زمان خود بودند و فروش های زیادی را انجام می دادند. از آنجایی که ایشان آدم تند خویی بودند، هنگام وصول مطالبات خود با افراد و مشتری های خود با تندی برخورد می کردند. معمولا چون مشتری ها موفق به پرداخت به موقع بدهی خود نمی شدند، در آن موقعیتی که پیش می آمد خیلی تحقیر می شدند. من در کودکی شاهد این صحنه ها بودم و تاثیر بدی روی من می گذاشت و باعث می شد که ذهن من این ناراحتی ها و تحقیر شدن افراد را با پول به هم ربط دهد. من نتیجه می گرفتم که باید از پول فاصله بگیرم تا این اتفاق ها برای من پیش نیاید.

اما امروز با اطلاعاتی که کسب کردم متوجه این شدم که هیچ یک از این موارد ربطی به پول ندارد و پول باعث خوشبختی و پیشرفت جامعه می شود. بنابراین یکی از راه های رسیدن به هوش اقتصادی و مالی این است که باورهای غلطی که در مورد پول در ما شکل گرفته و جزو باورهای ما شده را پیدا کنیم و آن ها را با باورهای درست جایگزین کنیم. ما این کار را در کارگاه های از عشق تا ثروت و دوره بلند مدت ستارگان فروش انجام می دهیم.

شاد و ثروتمند باشید.

سید محمد مصطفوی

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.